|
|
|
|
|
دو نفر دختر خوشتيپ و سوسول! / دوش از دردسر مشق نجاتم دادند! دست و پايم بگرفتند و سوارم کردند! / پفک و بستني و ماچ پر آبم دادند! توي اين منظومهي شهري چه تماشاکرديم! / آن دو باهم جملگي شکلاتم دادند! آب انگور و هويج و کيوي و آب انار / آنقدر بود که انگار فراتم دادند! تا سر صبح خرامان همه جارا گشتيم! / صبح يک بربري و چاي و نباتم دادند! سفر علمي! و رويايي ما گشت تمام! / جملهاي فحش از کلماتم دادند! چون به خود آمدم از ديدن آن خواب لذيذ! / صبح ظاهر شده بود بس که تکانم دادند! مادرم گفت بلند شو که کلاست دير است / پس از آن لقمهاي از نان بياتم دادند! اشک از ديده چکيد و مخ من تير کشيد! / چو به من توي کلاس ريز نمراتم دادند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||