|
|
|
|
|
kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:06:57 ب.ظ): بن بست . نه دست اشتياق نه پاي پيشواز در هم شكسته عطر نيازو ناز گلهاي من شكفته به گلدان او ولي چشمان سبز فام وي از من گريخته است لبريز كرده جام من ازنوش ان نگاه ولي دستان من اين جام ريخته است تا كي به هر بهانه اي سروده اي نگاشتن حرفي نزدن از او رميده است... روياي خواستن.. از من كلام غم زده دوستت داشتن
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:07:11 ب.ظ): اگه مي خواي وارئ زندگي كسي بشي اگه مي خواي گاهي وقتا كاري انجام بدي اگه مي خواي هميشه پيروز باشي به قلبت گوش كن و اگر قلبت به تو جواب نمي ده چشمات رو ببندب روي ادم هاي پست و اگه همهي چيز هاي غلط خلو تو سد شدن همه ي مشكلات حل مي شه و پيروزي مال شماست فقط براي شما...... -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:07:22 ب.ظ): وقتي تو اين دنياي تو كار دلم گير مي كنه حسادت قلبت من و از ادما سير مي كنه ميام در خونه ي تو مي گم به فرياد من برس رو مي كنم به اسمون مي گم به داد من برس --------------------------------------------------------------------------------------------------------------- kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:07:50 ب.ظ): ميون چند تا اتاقك سو تو كور خسته و خا موش يه نفر نشسته تنها انگاري شده فراموش دو تا چشم بارون نم نم مي زنه به روي گونه چقدر اين دل غصه داره اخ فقط خدا مي دونه لحظه ها استه و استه دست غم پا شونو بسته صداي خرده جواهر يه نفر دلش شكسته تو دل يه قصر تاريك چند نفر شادنو مستن انگاري خبر ندارن دل نيما رو شكستن اونا اون نيما رو روندن فكر حالشونم كردن نديدن نيماي خسته توي خلوت گريه كرده از توي همون اتاقك قاصدك خبر مي اره نيما دار مي ميره تنها.اين چه روزگاره < ---------------------------------------------------------------------ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:08:12 ب.ظ): ببين كه بي تو بر تن خاطره چنگ مي زنم خنجر رفتن تو را بر دل تنگ مي زنم دوباره بي ستاره شد بي تو به شب رسيدنم ببيت كه در تلاتم با تو نفس كشدينم قفس قفس مال تو ام هميشه دنبال تو ام مشتري هميشه ي خيال و امال تو ام فرصت عاشقي بده تا اخرين قطره ي خون اي حاله ي زيباي من نو يك نفس با من بخون تركم نكن تركم نكن اي اخرين اول من بي تو به اخر ميرسم مي ميرم زيبا ترين دلبر من تنها دليل بودنم در اين غربت و بي كسي ريحاني باغ دلم پس كي به دادم ميرسي دلم امشو هداي ت -------------------------------------------------------------------------------------------------------------- kalhonaaho_nima (2005/12/21 11:08:01 ب.ظ): نيما دار مي ميره تنها.اين چه روزگاره كي دلش اون همه سنگه كه اونو گذاشته رفته خيلي ساله خيلي وقته نه يكي دو روز و هفته مگه رفته از تو يادم تنها همدمم تو بودي كوه پر صبر و صميمي واسه گريه هام تو بودي تو اين روزا عزيزم منتظرم تا برگردي كوره ي داغ جدايي ديگه خاموشه و سرده با مي اد گل من سر به زير و پر خجالت؟؟؟ اما اينقد من بزرگم ندارم هيچي شكايت اين دو تا چشماي خستم واسه تو چراغ راه من مي خوام هميشه باشم با صفا.خدا گواه |
||
|
+
نوشته شده در شنبه 3 دی1384ساعت 8:54 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه 28 آذر1384ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 9:55 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
||
|
اسم تو
|
|||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 22 آذر1384ساعت 9:38 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
|||
|
|
|
|
|
ماه من از هجر روی تو
شد چو موی تو سیه همه روزم شبم تبه چه چاره کنم خدایا
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 20 آذر1384ساعت 10:10 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
||
|
|
|
|
|
شبی پروانه ای در عالم چت
پسر با دختری در حال صحبت
سخن از مهر و ایثار و وفا بود
فضا اکنده از عشق و محبت
همی دل دادن و قلوه گرفتن
چنین شد پایه ریزی یک رفاقت
همان شب بسته شد پیمان و عهدی
قرار ازدواج و انس و الفت
پسر فردا که گفت از ماجرایش
خجل شد خواهرش از این بلاهت
چو هر دو قصه ی هم را شنیدند
به پا شد گرد و خاک فحش و لعنت ...
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 9:36 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
اهل دانشگاهم
روزگارم خوش نيست
ژتوني دارم
خرده عقلی
سر سوزن شوقي
اهل دانشگاهم پيشه ام گپ زدن است
گاه گاهي مي نويسم تكليف
مي سپارم به شما
تا به يك نمره ناقابل بيست
كه در آن زندانيست
دلتان زنده شود
چه خيالي چه خيالي ميدانم
گپ زدن بيهوده است
خوب ميدانم دانشم بيهوده است
استاد از من پرسيد
چقدر نمره ز من مي خواهي
من از او پرسيدم دل خوش سيري چند
اهل دانشگاهم
قبله ام آموزش
جانمازم جزوه
مشق از پنجره ها ميگيرم
همه ذرات وجودم متبلور شده است
درسهايم را وقتي مي خوانم
كه خروس مي كشد خميازه
مرغ و ماهي خواب است
خوب يادم هست
مدرسه باغ آزادي بود
درس بي كرنش مي خوانديم
نمره بي خواهش مي آورديم
تا معلم پارازيت مي انداخت
همه غش مي كرديم
كلاس چقدر زيبا بود و معلم چقدر حوصله داشت
درس خواندن آنروز
مثل يك بازي بود
كم كمك دور شدم از آنجا
بار خود را بستم
عاقبت رفتم در دانشگاه
به محيط خشن آموزش
و به دانشكده علوم سرايت كردم
رفتم از پله كامپيوتر بالا
چيزها ديدم در دانشگاه
من گدايي ديدم در آخر ترم
در به در مي گشت
يك نمره قبولي مي خواست
من كسي را ديدم
از ديدن يك نمره ده
دم دانشگاه پشتك مي زد
شاعري ديدم
هنگام خطابه
به خرچنگ مي گفت ستاره
و اسيد نيتريك را جاي مي مي نوشيد
همه جا پيدا بود
همه جا را ديدم
بارش اشك از نمره تك
جنگ آموزش با دانشجو
حذف يك درس به فرماندهي كامپيوتر
فتح يك ترم به دست ترميم
قتل يك لبخند در آخر ترم
همه را من ديدم
من در اين دانشگاه در به در و ويرانم
من به يك نمره نا قابل ده خشنودم
من به ليسانس قناعت دارم
من نمي خندم اگر دوست من مي افتد
من نمي خندم اگر نرخ ژتون را دو برابر بكنند
و نمي خندم اگر موي سرم مي ريزد
من در اين دانشگاه
در سراشيب كسالت هستم
خوب مي دانم استاد
كي كوئيز مي گيرد
برگه حذف كجاست
سايت و رايانه آن مال من است
تريا،نقليه و دانشكده از آن من است
ما بدانيم اگر سلف نباشد
همگي مي ميريم
و اگر حذف نباشد
همگي مشروطيم
نپرسيم كه در قيمه چرا گوشت نبود
كار ما نيست شناسايي مسئول غذا
كار ما نيست شناسايي بي نظمي ها
كار ما شايد اينست كه در مركز پانچ
پي اصلاح خطا ها برويم
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 15 آذر1384ساعت 9:30 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
- فاصله بين مچ دست تا آرنج برابر با طول کف پا است. 2- قلب شما روزي ۱۰۱۰۰۰ بار مي تپد. 3- دهان شما روزي يک ليتر بزاق توليد ميکند. 4- به طور متوسط هر انسان ميتواند يک دقيقه نفس خود را حبس کند رکورد اين ماده در جهان ۷.۵ دقيقه است. 5- از دست دادن تنها ۱٪ از آب بدن موجب تشنگي ميشود. 6- مردان روزي ۴۰ و زنان روزي ۷۰ تار مو از دست ميدهند. 7- يک انسان ۸ ثانيه بعد از قطع گردن به هوش ميماند. 8- عضله اي که به شما امکان چشمک زدن ميدهد سريع ترين عضله بدن است شما به طور متوسط ۱۵۰۰۰ بار در روز چشمک ميزنيد. 9- زنان دو برابر مردان چشمک ميزنند. :-) 10- ناخن هاي دست ۴ برابر سريعتر از ناخن هاي پا رشد ميکنند . 11-حدودا دو سوم وزن بدن از اب تشکيل شده است .۹۲٪ خون ۷۵٪ مغز و۷۵٪عضلات از اب تشکيل شده اند . |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 11:6 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در یکشنبه 13 آذر1384ساعت 10:49 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 6:22 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
دو نفر دختر خوشتيپ و سوسول! / دوش از دردسر مشق نجاتم دادند! دست و پايم بگرفتند و سوارم کردند! / پفک و بستني و ماچ پر آبم دادند! توي اين منظومهي شهري چه تماشاکرديم! / آن دو باهم جملگي شکلاتم دادند! آب انگور و هويج و کيوي و آب انار / آنقدر بود که انگار فراتم دادند! تا سر صبح خرامان همه جارا گشتيم! / صبح يک بربري و چاي و نباتم دادند! سفر علمي! و رويايي ما گشت تمام! / جملهاي فحش از کلماتم دادند! چون به خود آمدم از ديدن آن خواب لذيذ! / صبح ظاهر شده بود بس که تکانم دادند! مادرم گفت بلند شو که کلاست دير است / پس از آن لقمهاي از نان بياتم دادند! اشک از ديده چکيد و مخ من تير کشيد! / چو به من توي کلاس ريز نمراتم دادند |
||
|
+
نوشته شده در پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 5:22 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
. سلام به همه دوستانی که منو شرمنده کردن
امیدوارم که احوالاتتون خوب و روزگار به کامتون باشه
این روزا به خاطر مشغله های درسی یه خورده سرم شلوغه . واسه همین
نمی تونستم مطالب جدیدی واستون داشته باشم
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 11:3 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
نداند رسم ياري بيوفا ياري که من دارم
به آزار دلم کوشد دلازاري که من دارم
وگر دل را به صد خواري رهانم از گرفتاري
دلازاري دگر جويد ، دل آزاري که من دارم
به خاک من نيفتد ، سايه سرو بلند او
ببين کوتاهي بخت نگون ساري که من دارم
گهي خاري کشم از پا ، گهي دستي زنم بر سر
به کوي دلفريبان ، اين بود کاري که من دارم
دل رنجور من از سينه ، هر دم مي رود سويي
زبستر ميگريزد طفل بيماري که من دارم
زپند همنشين ، درد جگر سوزم فزون تر شد
هلاکم مي کند آخر ، پرستاري که من دارم
رهي ، آن مه به سوي من به چشم ديگران بيند
نداند قيمت يوسف ، خريداري که من دارم
و ...
طريق عشق پر آشوب و فتنه است
بيفتد آنکه درين راه با شتاب رود ! ! !
گمگشته
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 10:47 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
ببين پاتو از زندگی من بکش بيرونا؟...من اعصاب مصاب ندارما؟...همينجوری کله رو انداخته پائين اومده تو...هی با تو ام..هی هيچی بهت نمی گم پر رو تر می شی...در رو از روت می بندن از پنجره ميای تو...د خجالت بکش ديگه.... اگه يه دفعه ديگه مزاحمم بشی می زنم ناکارت می کنما؟...اخه مگه من به زندگی تو کاری دارم که دست از سرم بر نمی داری؟...هان؟...اصلآ حرف حسابت چيه؟...از اون موقع که اومدی هی می ری اين ور اتاق هی می ری اون ور اتاق...يه جا وا يسا ديگه ؛ اعصابمو خورد کردی...به لباسام چی کار داری آخه؟...به خدا از دستت هر روز دارم قرص اعصاب می خورم...گوش می دی چی می گم؟...اصلآ می فهمی؟..نفهم با تو ام...گوسفند...الاغ... داری زندگيمو از هم می پاشی بی شعور....همسايه ها از وقتی تو رو ديدن پاشونو اينجا نمی ذارن.... اصلآ من چرا دارم با تو بحث می کنم؟...يه لنگه کفش ۱۰ سانتی حرومت می کنم و خلاص... با سوسک که نمی شه گفتمان کرد؟؟؟!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
|
ببين پاتو از زندگی من بکش بيرونا؟...من اعصاب مصاب ندارما؟...همينجوری کله رو انداخته پائين اومده تو...هی با تو ام..هی هيچی بهت نمی گم پر رو تر می شی...در رو از روت می بندن از پنجره ميای تو...د خجالت بکش ديگه.... اگه يه دفعه ديگه مزاحمم بشی می زنم ناکارت می کنما؟...اخه مگه من به زندگی تو کاری دارم که دست از سرم بر نمی داری؟...هان؟...اصلآ حرف حسابت چيه؟...از اون موقع که اومدی هی می ری اين ور اتاق هی می ری اون ور اتاق...يه جا وا يسا ديگه ؛ اعصابمو خورد کردی...به لباسام چی کار داری آخه؟...به خدا از دستت هر روز دارم قرص اعصاب می خورم...گوش می دی چی می گم؟...اصلآ می فهمی؟..نفهم با تو ام...گوسفند...الاغ... داری زندگيمو از هم می پاشی بی شعور....همسايه ها از وقتی تو رو ديدن پاشونو اينجا نمی ذارن.... اصلآ من چرا دارم با تو بحث می کنم؟...يه لنگه کفش ۱۰ سانتی حرومت می کنم و خلاص... با سوسک که نمی شه گفتمان کرد؟؟؟!!! |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 11:10 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 10:35 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||
|
|
|
|
![]() |
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 8 آذر1384ساعت 10:8 بعد از ظهر توسط علیرضا امینی
|
|
||